سعدی شیرازی
خوش باشد اگر باشم در طرف چمن با او من باشم و او باشد او باشد و من با او
بر هم زدن چشمش جان می برد از عاشق کی زنده توان بودن یک چشم زدن با او
جانم بر جانان است من خود تن بی جانم آری ز کجا باشد جان در تن و تن با او

+ نوشته شده در ساعت توسط فرزان
|
این شعرها اکثرا برگرفته از شعرای گمنام و عارف است.